آینه کاری و گچبری با عشق مستور است …

مقدمه

آینه کاری وگچبری با عشق مستور است ،رابطه یی خصوصی میان دل ونقش برسینه سقف ودیوار ،نقشی که-امروز- در هیاهوی تقلیدها وتفاخر به خلاقیت غبار فراموشی گرفته و پنهان شده است.آینه کاران وگچبران ،ازقبیلۀ عاشقانی بودند که عمری گرسنگی، محرومیت فقر وبی اعتنایی رابه جان ودلها ،خریدند تا دربرابر دلشان روسپید باشند  با من رو سیاه – در مقابل دلهای عاشق ، حرف ازعشق نزنید که خطاست .امثال من ، خیلی که تلاش کنیم سر آخر صنعتگران قابلی شویم تا عاشقانی صادق ، نه مثال هنرمندان بی نام ونشان ِ خاکمان- عمری بر سر سفرۀ فقر قناعت نشسته دم فرو بسته و عزلت نشین و گمنام وغریب، سوی معشوق رفته اند .
هنرمند عاشق ایران با درس و بحث ومدرسه ، میانه چندانی ندارد . ُانس وُالفت با هنر ، ریاضت تن می خواهد و طهارت روح ودل ، باید طلبه بود ،طلبگی کرد ، رنج دید و مرارت کشید . ُاستاد ومعلم عشق است ، مربی عشق است ،هادی راهنما هم عشق،بقیه ماجرا هیچ است وپوچ.
در این میدان هنر نمایی همیشه میان گچبران و آینه کاران ونقاشان (لندنی ساز ،پشت شیشه) –  رابطه و ُالفتی بوده اگر این رابطه و ُالفت و همدلی نبود ،هرگزچشمی نمی دید و در یادی نمی ماند که ُاستاد نقاش پشت شیشه – گل و پرنده ای در دل قابی – سرا سر نقش گیاه گچبری شده به وسعت دیواری ،جا خوش کند و بر صدر نشیند و جایگاهی فاخر و معتبر بیابد بی تردید به خیا ل و تصور کسی نمیآید که هنرمند صوفی وش آینه کار ،جهانی نور و درخشش نور را حاصل ذوق و هنرش را – با دست ودلبازی وسخاوت تمام پیشکش چند قطعه نقاشی پشت شیشه کند انگاری نشاندن گوهرهایی بر انگشتری هنر آینه کاری .
استادان بنامی بوده اند که این رابطه وُالفت را به خوبی میشناختن و تکامل می دادند یکی از این اساتید  مرحوم میرزاحاج عبدالکریم نوید طهرانی هنرمند بحق شایسته وبایسته استاد چیره دست وتوانمندِ گچبری وآینه کاری سنتی و وارث ارزشمند هنرهای ظریفه آینه کاری وگچبری از یاد رفته است .هنرمندی عارف وگریزان از هر گونه ادعای سهم وتفاخر واستعداد وذوق ، که دل به خادمی هنرهای رو زوال سنتی سرزمینش سپرده بود بی ادعا تعهد بیش از چهار قرن پشتوانه تعالی و تجلی هنر آینه کاری این خاک را – به یاری سرپنجهای هنرمندانه اش به عهده گرفته بوده است .
نباید به این رضای آلوده به جهل و بی خبری تن سپرد که هنر گچبری وآینه کاری شیشه واینه سوغا ت بی دوام صفر فرنگ بوده است .
بی حرمتی آینه کارها را در شلنگ تخته راندن بر روی دیوارِ تالارهای چلوکبابی را می توان دید  ، …..  می گویید چرا بی حرمتی میگویم دل عاشق کیمیا شده است مشتری کارهای حاج عبدالکریم دلهای عاشق بوده است، چون دل بی مهار می شود ،نمی تواند ببیند جز مال دنیا ،ما تفنن می کنیم رزق و روزی می گیریم تا عاشقی .
این چند سطر را نوشتم به یاد آن هنرمندان به کمال و تجربه رسیده ، عالمی نقشِِِِ ِ ُپر فسون و کرشمه ، بر سقف و ّدر و دیوار به پای تنها نقش ِ شاخه گلی و پرنده ای و منظره ای در پشت شیشه نثار کرده ، باقی همه خیال خام است و پندار بیهوده همین است که تن آینه های سقف ودیوارها ، چون شکست و ترک برداشت ، گلهای باغ نقاشی پشت شیشه هم خشکید وچون باغبانان وارسته و هنرمند، از آبیاری گلهای درختان سپید و حریر گونه گچبری دست کشیدن – دیگرپرندگان ِ همیشه در پرواز نقاشی پشت شیشه ، میل به پرواز نکردند .
شیونی جانانه می طلبد برسرنعش هنر ازیاد رفته ِ گچبران و آینه کاران عاشق این مرز وبوم .

استاد امیر عبدی آینه کار

              ساعت 3 بامداد  دوم فروردین یکهزارو سیصدو هشتادوهشت 

این مطالب را نیز ببینید!

مرحوم دکتر سید محمد علی شهرستانی

در حال توضیح کار به مرحوم دکتر سید محمد علی شهرستانی :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *