| جادوی دست ها بر سفیدی گچ |
| نوشته شده توسط Administrator | |
|
استاد رحیم زمانی امروز با دستان چروکیده و انگشتان کشیده اش کارنامه ای برای خود ترتیب داده پر از افتخار و هنر. دست های او از گچ طلا می سازد ![]() مداد، کاغذ، کاردک های باریک و چند الک و لگن، ابزار ساده کارش بود. آنها را ردیف کنار هم می چید. گچ و آهک را الک می کرد. از سطل جرعه جرعه آب به دل گچ تشنه می فشاند و آن را برای ثبت در تاریخ هنر ایران زمین آماده می کرد. استاد رحیم زمانی امروز با دستان چروکیده و انگشتان کشیده اش کارنامه ای برای خود ترتیب داده پر از افتخار و هنر. دست های او از گچ طلا می سازد. او به عشق آموختن هنر اصیل گچبری ایرانی، هنوز جوانی نوپا بود که ترک دیار گفت و طهران را برای یادگیری و زندگی در این هنر انتخاب کرد، هرچند که پیش از آن و پس از آن هنرش را در شهرهای دیگر نیز آزمود. چند بشکه و تخته بنایی سر هم کرده بودند تا داربست شود، جلوی مدخل ورودی حرم شاهچراغع. جوان ۲۵ ساله بی اعتنا به جمعیت غرق طرح انداختن و کندن نقش های سردر حرم بود؛ مردی گمنام که تا امروز نیز در پی نام نبود و هر طرح یا تعمیر استادان نسل های پیش، مرحمی بر زخم تنهایی اش بود. او غریبانه و گمنام کوشید تا همچنان گچبری سنتی ایرانی بر لبه انقراض نیفتد و دنیا به دیدن و لذت بردن این هنر سنتی ایرانیان ترغیب شود. رحیم زمانی، پیر گچبری سنتی ایران درباره تاریخ این هنر می گوید: هنر گچبری ایران بنا به آخرین یافته ها متعلق به دوران ساسانی بوده که نمونه هایی از آن امروزه در موزه های خارج از کشور نگهداری می شود. او معتقد است: گچبری سنتی ایرانی جزو معروفترین هنرهای شناخته شده این سرزمین است. آنچه می بینید نامی دارد گچبری سنتی ایران به آهک بری، کشته بری، کت بری، یک دنبره چدن کاری برجسته کاری، نازک کاری و رودرز تفکیک می شود. زیر ساخت مکان های گچبری شده که به روش کشته بری حک می شود، پس از انجام، با رنگ های قرمز، سبز، زرد و سفید رنگ می شود که آن را بوم کاری می نامند. آثار این قبیل گچبری در موزه ساعت و مجلس یافت می شود. او که نزدیک به ۶ سال از عمرش را صرف بازسازی گچبری های این دو عمارت کرده است، دوست دارد مردم تهران سراغ عمارت های تاریخی تهران را بگیرند و تلاش پر از ظرافت مرمتگران را ببینند آسان ترین گچبری ها به گفته استاد آهک بری است. در مقابل دشوارترین شیوه که به عبارتی برای هنرمند دلچسب ترین است، همان کت بری نام دارد و در هنر گچبری جایگاه ویژه ای دارد. در این روش، نقشه طرح را روی کاغذ کشیده و سپس روی محل گچبری را سوزن زده و آنقدر از حجم گچ می تراشند تا طرح نهایی چهره برون بیفتد و جلوه کند. نمونه این هنر را می توان در موزه ساعت به تماشا ایستاد. البته استاد نمی تواند لابه لای معرفی انواع گچبری از یک دنبره شیوه مورد علاقه خودش سخن نراند. هرچند این هنر از دیگر شاخه های گچبری کار بیشتری می طلبد و ساعت های متمادی ایستادن و نشستن روی داربست را طلب می کند، ولی پس از مراحل طولانی کار لذتی عجیب و بی بدیل به ضمیر هنرمند می پاشد. در هنر گچبری بخشی را نازک کاری می نامند. با نازک کاری است که گل و برگ و بوته در سقف و دیوار زاده می شود. در همین ظرافت ها شیوه رودرز را برای تلفیق آینه کاری و گچبری به کار می برند. بهترین شیوه هایی که می توان از هنر رودرز تماشا کرد و در گودخانه چشم وانهاد، در کاخ سردار اسعد و مسعودیه به چشم می آید. در بخش ورودی این کاخ، روی سقف، تاج و نشان های ویژه آن دوران به شکل آینه کاری و گچبری کار شده است. جست وجوی ضرب انگشت در بناهای تاریخی آثار هنری رحیم زمانی را می توان در مسجد جامع ورامین، ثبت احوال حسن آباد، مجلس بهارستان، خانه وثوق و امام جمعه، مرمت گچبری خانه سردار اسعد، مسجد اعظم ارومیه، سردر حرم شاهچراغ در شیراز، امامزاده عبدالله، بی بی سکینه، خانه سردار درماکو و مناره خاتون در آذربایجان تماشا کرد. مناره خاتون در آذربایجان خاطره ای خواندنی و شنیدنی در ذهن استاد دارد که گوش سپردن به آن ما را با باقی آثار او در طهران آشنا تر می کند: این مناره از دوره سلجوقیان در کشور آذربایجان ساخته شد. بسیاری از کارشناسان و مرمت کاران آلمانی آمدند و سالها تلاش کردند، با احیای گچبری های این محل، زندگی تازه ای به خاتون هدیه کنند. پس از کوشش فراوان سرانجام ناکام ماندند تا رحیم زمانی، ساده و صادق در حضورشان لباس کار به تن کرد و کار مرمت را آغاز: این کار در عمر هنری من نقش جالب توجهی داشت. کارشناسان و مرمت گران آذربایجانی و آلمانی موفق نمی شدند کارشان را انجام دهند و توده های نقش بسته ترک نخورد. آنان از مسایل علمی آگاه بودند ولی در معماری و هنرهای سنتی ایران ریزه کاری هایی وجود دارد که با تجربه حاصل می شود. وقتی گروه ایرانی کارش را آغاز کرد، هیچکس به موفقیت آنان امیدوار نبود. اما ترکیبی که من برای حفظ گچ روی دیوارهای مناره خاتون به کار بردم، استفاده از شیره توت بود. این مایع در حفظ و نگهداری گچ کارکرد بسیار خوبی دارد. پس از انجام کار، کارشناسان آلمانی انگشت حیرت به دندان گزیدند که چگونه نقش ها ترک نخورده است. بناهای زیادی نیز از طهران روزگار قدیم دست های مرمتگر پیر هنر گچبری را لمس کرده است. او یکی از مهمترین این مرمت ها را احیای گچبری های صندوق پس انداز بانک ملی ایران می داند. این بنا را آلمانی ها احداث کرده بودند و روزی که وی پروژه را برای مرمت پذیرفت، سقف ها در آستانه فرو ریختن و تخریب کامل بود. کارشناسان ژاپنی برای احیای بنا مبلغی حدود ۸۵ میلیون تومان پیشنهاد کرده بودند. ولی تمام مرمت آن اعم از تعمیر سقف، گچبری های شیروانی، مرمت و تعمیر شیشه های روی باجه ها، کف بانک و ... با ۳۵ میلیون تومان به صورت کامل و طبق نظر کارشناسان عالی انجام شد. پروژه ای که مدت زمان زیادی دست های استاد را بر سینه دیوارها و سقف نگه داشت، کاخ سردار اسعد بود. از آغاز تا پایان کار، ساعت بارها نواخت، ۵ سال طول کشید تا کار مرمت به اتمام برسد. مدتی بیش از یک قرن، چیزی حدود ۱۳۰ سال مدام روی گچبری ها را با رنگ می پوشاندند. به مرور زمان این لایه های رنگ لفافه ای شده بودند روی نقش ها و بازشناسی را دشوار کرده بود. مسجد ورامین نیز ۶ ماه شاهد حضور استاد در حیاط و شبستان بود. سیل بخش بزرگی از آن را از بین برده بود. مرمتی همپای طرح با پیچیدگی های ویژه خودش. مسجد اعظم ارومیه نیز با محراب بی نظیر و گچبری دوره صفویه که با گچبری های بند اسلیمی نقش داده شده بود، حدود ۶ ماه وقت صرف کرد. نقش های دوره شاه عباس و گره سازی های بسیار زیبا و هنرمندانه با ستون های هشت ترک. البته این نوع گچبری در دوره ایلخانیان باب شده بود که شاه عباس دستور گسترش و توسعه آن را صادر کرد. با مرمت گچبری ها، بنا جان تازه ای گرفت. پایان این گزارش گفت وگوی کوتاه با نگاه استاد زمانی گره می خورد و با چروک دستانش که گواه تجربه سالیان است. او دوست دارد مردم تهران سراغ عمارت های تاریخی تهران را بگیرند و تلاش پر از ظرافت مرمتگران را ببینند. او به کاخ سردار اسعد اشاره می کند و به خانه وثوق الدوله. او که نزدیک به ۶ سال از عمرش را صرف بازسازی گچبری های این دو عمارت کرده است می گوید که صرف کردن این عمر و زمان تنها برای زنده نگه داشتن بخشی از هویت یک شهر است که در این خانه ها لانه دارد. مسجد جامع ورامین و مجلس بهارستان نیز دو بنای تاریخی دیگری است که در میان تجربه های انبوه این گچبر و مرمتگر هنرمند جایگاهی شایسته دارد و مخاطب را با حسی غریب و نوستالژیک به سالیان دوردستی می برد که تهران شهری سیاه و سفید بود و صدای ضرب سم اسب ها و عبور چرخ های کالسکه و درشکه در محله های اعیان نشین و درباری طنین می انداخته و زیرطاق های ضربی و ستون های سنگی ضبط می شده است. قدردانی ما از این دست های هنرمند اما در همین مقدار آیا کافی است؟ |
